محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
262
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
اضافه نمايند ، به غايت قوى الاثر مىشود . [ 585 ] مرهم زنجفر : جهت تحليل اورام عسرة البرء و خنازير و سرطان و ورم مزمن انثيين ، نافع است : كندر و اشق ، ده ؛ علك البطم ، مرداسنگ و قنّه ، پنج ؛ شنجرفِ سرخ ، چهار ؛ موم ، پانزده ؛ روغن زيتون ، شصت مثقال . [ 586 ] مرهم حواريون : و مرهم رسل و مرهم وشليخا نامند . جهت اصلاح خراج و جراحت و تنقيه و تحليل و نضج و اندمال آن و شقاق و رفع آثار و حكّه و جرب و بواسير و نواصير و سعفه و رفع كرم ، نافع است : موم و علك البطم ، چهار ؛ اشق ، هفت ؛ مقل و مرداسنگ ، از هر يك چهار ؛ زراوند طويل و كندر ، از هر يك سه ؛ جاوشير ، زنجار ، مر صاف و قنّه ، دو ؛ [ به جهت آكله ، قراقروت ، يك جزء و بول آدم ، دو جزء جوشانيده ، مضمضه نمايند ، فضلهء سگ سفيد ، يك جزء و شادنج ، دو جزء ذرور نمايند ] سگبينج ، يك ؛ اشق و مقل را در سركه حل كرده ، با يك رطل روغن زيتون جوشانند تا سركه بسوزد ، پس ساير صموغ و موم را بگدازند و ادويهء يابسه را به آن مخلوط سازند . [ 587 ] مرهم ابيض : جهت سوختگى آتش و التهاب جراحات و ورم مقعد حارّه و حمره و شقاق قُبل كه از حرارت باشد نافع است : موم ، ده ؛ روغن كنجد يا روغن زيتون ، سى ، بعد از گداختن موم از سر آتش برداشته ، با سفيدهء تخم مرغ بر هم زنند و اگر تبريد زياد خواهند به جاى روغن زيتون ، روغن گل سرخ كنند و حضض و سفيدهء تخم مرغ اضافه كنند و جهت تسكين درد به جاى حضض ، افيون كنند . [ 588 ] مرهم باسليقون : جهت جراحات مزمنه و ورم بارده ، نافع و در خواص مثل مرهم نخل است : زفت ، راتيانج و موم ، هر يك جزئى ؛ قنّه ، ربع يكى و روغن زيتون ، دو وزن ادويه بر روى آتش مخلوط سازند . [ 589 ] مرهم محلّل : جهت تحليل اورام و صلابات و اقسام صلابات تحت جلد و اخراج كرم ، به سرعت نافع و از مجربات دانستهاند : ترمس ، سرگين كبوتر ، دانهء خرما و شليم ، بالسوية ، زفت را مثل مجموع در پيهء مرغابى گداخته ، ساير ادويه را مخلوط سازند . [ 590 ] مرهم جاذب : از تأليف « ابن تلميذ » و منقول از شامل جهت اخراج پيكان و خار ، و آنچه در عضو فرو رفته باشد مجرب دانستهاند : بيخ نى خشك ، زراوند طويل ، بالسوية